![]() |
![]() |
|
| الــــــهــــــی تــســلــیــمــم و مــســافــر حــقــم |
|
- گفته شده که "قدرت فساد می آورد" ولی این درست نیست چون انسانهای فاسد به دنبال قدرت میروند و قدرت تنها وسیله ای است جهت بر ملا کردن درونیت افراد. پس قدرت آشکار کننده ی درون است چون به واسطه آن هر کاری را میتوانی انجام دهی، چه شیطانی و چه الهی ... - برگرفته از سخنان اساتید اکنکار |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
س-آیا ممكن است كسی خدا را بخواند و خداوند به او پاسخی ندهد؟ ج-مگر خدای مرده و موهوم را. خدای زنده، حاضر و حقیقی پاسخ میدهد، حتّی پیش از آن كه خوانده شود. س-خداوند چگونه پاسخ میدهد؟ ج-او در زندگیت به نحوی حضور خود را آشكار خواهد نمود. این پاسخ خداوند است. وقتی كه خداوند نیازت را، نیاز مادی، ذهنی، روانی و معنویات را جواب میدهد، پاسخت را داده. وقتی اتفاقی خوب و خوشایند، احساسی زیبا و جریانی هدایت كننده را تجربه میكنی، این خداوند است كه حضور (خلاّق) خود را آشكار مینماید. موفقیت در راه حق، به دست آوردن چیزی (مادی یا غیر مادی) كه برای تو لازم است و از دست دادن چیزی كه وجودش برایت مضرّ و مخرّب است، فیض الهی است. وقتی از گناه و بدی حفظ میشوی و از گرفتاری و بلا مصون میمانی این در واقع نتیجهی حضور خلاّق الهی است... گاه نیز افراد حضور الهی را در صور باطنی و ماورایی آن تجربه میكنند مثلاً ندایی باطنی را دریافت یا نوری سماوی را مشاهده میكنند. رؤیاهایی كه میبینید و علائمی كه در حوزهی تجربهی شما قرار میگیرد، همگی میتوانند پاسخهای خداوند باشند. س-ولی اگر كسی خدا را خواند و تنها رنج و بدبختی را تجربه كرد چه؟ ج- تماس او با جریان حضور مخرب و ویرانگر خداوند است و از چنین ارتباطی جز این نباید انتظار داشت. برای بشر و ارواح مقدّس شایسته آنست كه ارتباطشان با حضور خلاّق الهی باشد. س-چقدر باید خدا را بخوانیم تا پاسخمان بدهد؟ ج-بعضی اینطور فكر میكنند كه «خدا باید خیلی خوانده شود تا بالاخره كمی پاسخ دهد» البته وقتی انسان بر این اندیشه پافشاری میكند خداوند هم آن را عملی خواهد ساخت. واقعیّت این است كه حتّی پیش از آن كه خدا را بخوانید، پاسخ میدهد. در همان لحظه كه میخوانید، پاسخ میدهد. بلافاصله بعد از آنكه میخوانید، پاسخ میدهد. بعد از روزها و شبها خواندن پاسخ میدهد. و بعد از سالها خواندن پاسخ میدهد. همهی اینها واقعیّت دارند. او همیشه پاسخ داده و این شما هستید كه باید پاسخش را دریابید. یكی حتّی قبل از سؤال كردن، جواب را در مییابد و دیگری بلافاصله و آن یكی با تأخیر. این به شما بستگی دارد كه «كی» جواب او را تشخیص دهید و متوجه شوید. برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
قبل از هر چیز چند نکته را لازم می دونم در مورد ویژه نامه سراب مطرح کنم ،
در ادامه تعدادی از تناقضاتی که در ویژه نامه ی سراب وجود دارد را عنوان کرده ام، در این مطلب سعی شده است که مطالبی که دوستان قبلا به آن شاره کرده اند عنوان نشود تا تکرار مکررات نشود، در واقع این مطلب به نوعی کامل کننده مقالات قبلی می باشد و چه بسا مقالاتی دیگر نیز کامل کننده ی این مطلب خواهند بود.
کاملا واضح است که این ویژه نامه صرفا به منظور تخریب چهره ی استاد ایلیای عزیز ایجاد و منتشر شده است، به چند دلیلی که عنوان می کنم :
یک – تنها عکسهای استاد در این ویژه نامه به طور کامل قابل رویت هستند در حالی که چهره ی دیگران محو یا تار شده است.
دو – ردپای وزرات اطلاعات و ابا در این ویژه نامه به وضوح قابل رویت است، در بخشی از صفحه ی 45 می خوانیم :"در کنار سایر جنجال آفرینی هایش، این توهم را در بین مریدان ایجاد کرد که نهادهای امنیتی دشمنانشان هستند و به خاطر خطر جدی! که پیمان احساس می کنند، دائما آن ها را تعقیب می کنند، مکالماتشان شنود می شود، از اتاق خوابشان تصویربرداری می شود و ... و با این کار توانست مریدان را در ترس و وحشت نگه دارد."
واضح است که ابا ناخواسته به این اعمال ضد انسانی که در حق استاد و شاگردان انجام داده اعتراف کرده است بطوری که مستنداتی هم در دست است. نکته ی دیگر ارایه اسناد خصوصی شخص استاد (از قبیل کارت پایان خدمت، گواهی پایان تحصیلی، برگه ی آندوسکپی و غیره) در این ویژه نامه است که بعید است توسط کارشناسان و محققین امور فرقه یا خبرنگاران گردآوری شده باشد !
اینطور به نظر می رسد که با عنوان این مطالب به قول معروف دست را پیش گرفته اند که پس نیفتند !
سه – اختصاص دادن چندین مقاله در جهت تخریب ایشان در این ویژه نامه !
و اگر بنا به گفته ی ابا استاد ایلیا معلم ناراستی هاست چرا اینهمه درباره او و بر علیه او تخریب صورت گرفته، اینهمه شکنجه، این همه تهمت و جوسازی، مونتاژ و عوام فریبی، مدت بسیار طولانی در انفرادی ... ؟ آیا ابا نمی توانست با نصف صفحه در ویژه نامه هایی مانند سراب یا کژراهه استاد را تخریب کنه؟ اگر استاد معلم ناراستی ها بود با همان نصف صفحه هم تمام شاگردان و دوستداران خودشان را از دست می داد یا حتی بدون نیاز به تبلیغ منفی نیز مترود می شد ! اما درست عکس این قضیه اتفاق افتاده است چون ایلیا یعنی خدا با من است ...
بررسی ویژه نامه ی سراب :
- در مورد "اخبار مکتوم" در ویژه نامه ی سراب (در صفحه ی آخر ویژه نامه) عنوان شده که ابهاماتی جدی و تناقضاتی وجود دارد! اما جالب آنکه تاکنون برای بد نام کردن استاد ایلیا به هر کاری که در توانشان بوده دست زده اند، سوال اینجاست که چرا در صورت داشتن مستنداتی درباره ابهاماتی جدی در مورد اخبار مکتوم، هیچ ارایه ای از این ابهامات و تناقضات نشده است؟ در صورتی که مستندات و شاهدان بیشماری هستند که گواه صدق اخبار مکتوم است.
- جالب اینجاست که ابا در صفحه ی 46 از مسیح (ع) جمله ای در جهت تایید گفتار ناصادق خود آورده اند! حال سوال اینجاست که آیا ابا ترویج مسیحیت گرایی دارد؟ و اینکه آیا این کاری بس صواب است که از سخنان نغز بزرگان در گفتار خود استفاده کنیم؟ که قطعا جواب مثبت است . پس به صرف استفاده از مثال ها و سخنانی از مسیح (ع) در بعضی از سخنرانی های استاد ایلیا آیا می توان نتیجه گرفت که ایشان (طبق نظر ابا) تبلیغ و ترویج مسیحیت گرایی داشته اند؟
- در صفحه ی 96 مطالب ذیل آمده اند :
"اولین و سخت ترین گام پیمان، جلب و جذب ایمان مدعوین و ترساندن آنها از قدرت، خشم و دوری خود بود چون بعد از این مرحله هر عمل و گفتاری از سوی او برای مخاطب قابل توجیه می شد ! "
با توجه به شاهدان و شواهد موجود خیلی ها بوده اند که تنها با شنیدن یک سخنرانی یا تنها با خواندن کتاب جریان هدایت الهی به سادگی جذب استاد شدند و البته نه تنها به خاطر شخصیت استثنایی استاد بلکه به خاطر تعالیم ناب و خالص ایشان که حاوی نور الهی بود. طبق تعالیم استاد که بر پایه ی تسلیم و عشق به خداوند مهربان قرار دارد ترس از خدا با عشق و تسلیم به خدا جایگزین شده است، (البته ترس از خدا در واقع ترس از دوری از خداست که با عشق و تسلیم به خدا این فاصله از میان برداشته می شود و ترسی در پی آن نخواهد بود). حال چطور عنوان شده است که اولین و سخت ترین گام استاد جلب مدعوین و ترساندن آنها از قدرت و خشم و دوری خود (منظور استاد) بوده است. این تناقضی بس آشکار است.
"او این شایعه را در بین مریدانش ترویج داد که مادرش در زمان بارداری از طریق چشم و دهان از نوری (نور الهی) تغذیه کرده که آن نور نوید به دنیا آمدن فرزندی را داده است و در زمان تولد هم پیمان در پیله ای نورانی قرار داشته است ! "
- این متن کاملا تحریف شده است، می توانید با مراجعه به کتاب آمین ، قسمت " تولد نورانی "اصل ماجرای تحریف نشده را آنجا بخوانید. در کتاب آمین از شخصی نورانی که وارد خانه شده و با مادر استاد صحبت کرده نوشته شده است نه آنکه مادر استاد در زمان بارداری از طریق چشم و دهان از نوری تغذیه کرده ! و در همان کتاب از بودن چیزی شبیه تور به دور بدن استاد زمانی که به دنیا آمده بوده نوشته شده، نه آنکه در پیله ای نورانی قرار داشته اند. توصیه میکنم حتما به کتاب آمین مراجعه شود. به نظر می رسد که ابا از تحریف این قضیه سعی در موجه جلوه دادن مطالبی که در ادامه می آورد را داشته است (در ادامه عنوان شده که استاد قصد تشبیه تولد خود به تولد مسیح را داشته اند !) و همچنین بزرگنمایی بسیار زیاد در جهت منفی !
- نکته ی دیگری که در پانوشت در باب اسم ها و عناوین استاد ذکر شده بود جای بسی تعجب و حیرت دارد، اسامی که تا به حال هیچ جایی نشنیده و ندیده بودم از قبیل : دکتر سید مسیح موسوی، دکتر ادریس مهرنژاد، محمد جبرییل، دکتر قادر الهی، دکتر ایمان هاشمی، ساحر صیادی و ...
من که تا به حال همچین القابی از استاد نشنیده بودم، امکان داره تو وزارت اطلاعات این عناوین را به استاد داده اند !
"ولی با گذشت زمان پا را فراتر هم گذاشت و به مریدان القاء کرد که معلم پیامبران و سایر بزرگان هم خودش بوده است و خودش را الیاس نبی می دانست که در این زمان ظهور کرده است ! "
- این مورد هم که نیازی به توضیح ندارد و دروغ و تحریف در آن آشکار است !
در صفحه ی 97 موارد زیر آمده است :
"از دیگر شایعات تولدش این است که می گوید به دلیل شرایط خاصی که مادرش در زمان بارداری داشته، او را پس از تولد نزد کسی می برند و آن شخص برایش اسمی نامناسب انتخاب می کند که احتمالا در خور شان و شخصیت والای وی نبوده است ! اما با قراردادن اسم پیمان در کنار اسم 14 خواهر و برادر دیگرش از جمله کامران، ساسان، آرمان، کیوان و ... متوجه می شویم که این اسامی در فضایی مشابه هم هستند و این کار توسط همان کسانی انجام گرفته که اسامی سایر فرزندان را نیز انتخاب کرده اند، یعنی همان والدینش ! "
- اسمی که اینجا عنوان نشده خالق (یک اسم روستایی عنوان شده در کتاب آمین) است، و این مطلب نوشته شده که چیزی جز تحریف و ایجاد ابهام نیست به این دلیل است که مثلا نشان بدهند استاد خودشان را برتر می دانستند و اسم روستایی را لایق خود نمی دانستند در حالی که استاد آن زمان یک نوزاد بوده و مشخص است که اسم توسط والدین انتخاب می شود نه خود استاد !
"پیمان می گفت در کودکی به کنار رودخانه ای می رفته و ساعت ها در آنجا وقت گذرانی می کرده است. روزی در آن جا با شخصی آشنا می شود که اکنون از او به عنوان حضرت استاد (روح خدا) نام می برد ! "
- این متن نیز بار دیگر با تحریف از کتاب آمین بیان شده است (برای خواندن اصل مطلب رجوع شود به کتاب آمین، فصل آغاز بهار)، در کتاب عنوان شده که استاد به مکانی که مرتفع بوده می روند و پس از اتفاقی که برای ایشان می افتد در راه برگشت با استاد روح الله ملاقات می کنند.
دلیل این تحریف نیز کاملا مشخص است، قصد ربط دادن این آشنایی با آشنایی پال توئیچل با ربازارتارز از استادید اکنکار را داشته اند!
"... او در مورد مسائلی مانند روح، القاء روح و ... صحبت کرد تا امکان ارزیابی گفته ها و ادعاهایش به سادگی میسر نباشد و هر طور هم که بخواهد به نفع خودش تفسیر کند."
- مشخص است که اداره ابا به طور غیر مستقیم اذعان کرده است که استاد در مورد مسائل باطنی از قبیل روح، القاء روح و ... دارای تخصص و تسلط کافی است. اگر کسان دیگری هستند که چنین ادعایی دارند این گوی و این میدان !
در صفحه ی 98 آمده است :
"... اما بر فرض اگر چنین ادعاهایی هم درست بود (طی الارض کردن، خبر از غیب داشتن، تسلط بر علوم باطنی و ... ) همانطور که خیلی ها با تمرین و ریاضت می توانند به این قابلیت ها دست یابند باید گفت وجود چنین چیزهایی دلیلی بر الهی بودن کسی نیست."
- بسیار برای خودم جالب بود که ابائیان برای رد استاد به مطلب خود استاد که در کتاب جریان هدایت الهی، درقسمت پرسش و پاسخ (صفحه 122 با عنوان "فهم و آگاهی بهترین مبناست") آمده استناد می کنند.
سوال: عمل خارق العاده ای نشان دهید تا به شما ایمان بیاورم.
جواب: در این صحبت شما نکته ها نهفته است. اولا چه کسی از شما خواسته که به من ایمان بیاورید.اصراری نیست که مرا پذیرفته یا رد کنید.اثر پذیرش یا انکار به زندگی خودتان بازمیگردد. ثانیا فرض را بر این بگذاریم که عمل خارق العاده ای هم از من صادر شد، اما آیا شما از این طریق به من ایمان می آورید؟ خیر، این طریق درست نیست، شناخت و ایمان زاییده ی عشق است. تا ذهن و قلب شما از محبت و عشق سرشار نگردد، هیچ چیز و هیچ کس را به درستی نخواهید شناخت. ثانیا حتی اگر دیدن عمل خارق العاده ای باعث شناخت و ایمان گردد، چنین ایمانی سخت متزلزل، سست بنیاد و بی پایه است. زیرا بسیارند کسانی که قادر به اعمال خارق العاده هستند. این همه شعبده باز، مرتاض و جادوگر. اما آیا به صرف این اعمال عجیب میتوانیم آنها را به عنوان عالم و راهنمای خود بپذیریم؟ ممکن است کسی توانایی پرواز به آسمان ها را داشته باشد اما قادر به تعلیم حتی یک کلمه هم نباشد. حیوانات نیز دارای اعمال خارق العاده میباشند.انواع شکلهای روشن بینی و انرژی زایی. با توجه به این اعمال آیا باید به آنها ایمان آورد؟ و آنها را واسطه ی خود تا خداوند قرار داد؟ شما هم اگر مدت کمی ریاضت بکشید، تمرینات ویژه انجام دهید، با تنفستان بازی کنید و یا کارهای دیگر، پدیده های عجیب و غریب برایتان ظاهر میشود. اما آیا وجود این پدیده ها موجودیت شما را به عنوان یک معلم الهی و یک فرد روشن بین و آگاه بر اسرار هستی به اثبات میرساند؟ البته که خیر.
در هر حرکتی پایه و اساس را مورد توجه قرار دهید. بهترین مبناها فهم و آگاهی است. فهم زاییده ی تفکر است و تفکر، از فرزندان عشق ...
"او برای دلخوشی و جلوگیری از اعتراض مریدان می گفت شما در عوض این همه کاری که انجام می دهید خدا را بدست می آورید و با بردن نام خدا دهان آنها را می بست، با وجود آن تدابیر اگر باز هم کسی مخالفتی می کرد برخوردهای مختلفی از جمله شکایت ( مالی و ... )، ایجاد درگیری های خانوادگی و غیره را در دستور کار قرار می داد تا آنها را از سر راه کنار بزند."
- اگر ادعای ابا مبنی بر این موارد درست باشد سوال اینجاست چرا این افراد شکایتی از استاد نکرده اند؟ (با توجه به اینکه اعلام شده بود اگر کسی از استاد شکایتی دارد مطرح کند)، اصلا این افراد چه کسانی هستند؟ چرا از آنها نامی یا حتی اشاره ای به آنها نشده است؟ چرا فقط این مطلب از دل کیهان و جام جم بیرون میاد؟
نوشته شده توسط رایا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
سلام دوستان، قصد بیان سه مطلب را در این پست دارم ...
یک - اخیرا ویژه نامه ای با عنوان سراب انتشار یافته که مطالبی در مورد استاد (برای تخریب ایشان) نیز در آن نوشته شده است. دوستان نقدی بر این سرابِ واقعا سراب کرده اند که میتوانید اینجا بخوانید. باشد که با تحقیق بیشتر به قضاوت نشته و تنها با دروغ پراکنی هایی که در ویژه نامه هایی همچون کژراهه یا سراب وجود دارند نتیجه گیری عجولانه یا قضاوت نادرست نکنیم. دو - مطلب دیگر معرفی دو وبلاگ مفید در زمینه ی تفکر و روش های آن می باشد: سیصد و شصت نکته (کاربردی) در تفکر و سیصد و شصت جمله قصار در تفکر سه - مقاله ای برای دانلود از دکتر شروین وکیلی با عنوان "درباره ایرانی شدن" با فرمت پی دی اف و حجم ۷۶۶ کیلوبایت که بیشتر به جنبه های فرهنگی، بازیابی هویت و خودشناسی ایرانی پرداخته شده که خواندن آن خالی از لطف نمی باشد. به دوستان پیشنهاد خواندن آن را می کنم، باشد که مفید باشد. در قسمتی از این مطلب میخوانیم: ... هویتهای سترگ در شرایطی زاده میشوند که ضرورتی ایجاب کند. "من"های نیرومندِ نوظهور، در شکاف تنشها و زیر بارِ تازیانهی حوادث میبالند و رشد میکنند، و ما امروز در چنین موقعیتی هستیم. همچون همیشهی تاریخ، هویت ایرانی یک جبرِ نژادی و زبانی و جغرافیایی، یا یک عارضهی تاریخی گریزناپذیر نیست. هویت ایرانی بدان دلیل چنین مهمان پذیر و پویا و سرسخت و دیرپا و تنومند است، که در طول حیات پر فراز و نشیبش همواره یک انتخاب – و نه یک اجبار- بوده است ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام آن ناشناخته ترین ... به نام او ...
|
|
RSS
|